ماجرای نجفی به واقع ماجرایی عجیب، شوکه کننده و بسیار متاثرکننده بود و واضح است که سیاسی کردن آن کاملا نابه‌جا است اما در چنین مواقعی می‌توان یک دوره اصلاحات شناسی و عملکرد عمومی طیف رسانه ای و پرسر و صدای اصلاح طلب را پاس کرد که با مقایسه برخی از عملکردهای گذشته و امروز آنها به صورت مختصر در ادامه به آن اشاره می شود:

 

۱_ اگر شخصی مطرح و شناخته شده اسلحه با مجوز داشته باشد در موقعیتی قرار بگیرد که احساس کند می‌خواهند او را ترور کنند و تیر هوایی شلیک کند اصلاح طلبها آبرویش را می برند و یک ماه ماجرا ادامه می باید؛ چرا؟ چون آن شخص مداح بوده و احیانا مواضعی برخلاف آنها داشته است!

 

۲_ مشکل و جنایتی برای زن و دختری پیش بیاید مجال خوبی برای انتقام گیری از جمهوری اسلامی پیش می آید.  اصلاح طلبان از صاحب منصب و استاد و… هم صدا می شوند که ما مدافع حقوق زنان هستیم و در جمهوری اسلامی زن امنیت و کرامت ندارد و …

زمانی یکی از اساتید برجسته اصلاح طلب در مناظره ای در سیما می‌گفت به دانشجوی دختر من متلک گفته شده و او جواب نداده و نتوانسته از خودش دفاع کند و این تقصیر جمهوری اسلامی است زیرا به زنان توجهی نمی شود و آنها سرکوب شده اند و جرات دفاع از خود را ندارند!!

۳_ به دروغ شایعه می کنند عراقیها در مشهد دختران ایرانی را صیغه می کنند و اصلاح طلبها اینگونه وجهه مقدس ترین شهر ایران و یکی از پربازدیدترین شهرهای گردشگری جهان را لگد مال می کنند؛ چرا؟ زیرا ماجرا مذهبی است و نام عراق و نه چشم آبی ها در میان است و طبیعتا این دو بیشتر مورد توجه طیف مقابل است!

آنجا ناموس زن و دختر ایرانی مهم است و برای خبر دروغش هم باید بین دو کشور برادر اختلاف و فتنه ایجاد کرد!

اما حالا؛

۱_ یک نفر از زنان و مدافعان حقوق زنان اصلاح طلب کلمه  ای سخن نمی گوید که آیا مقتول مستحق چنین مجازاتی بوده است یا خیر؟ چه مجازاتی برای شخص مجرم باید در نظر گرفت؟ و…

احتمالا از نظر اصلاح طلبان زن فقط برای استادیوم رفتن حق دارد  نه زندگی کردن! بنابراین برای استادیوم از نماینده مجلس تا وکیل و … اعلام موضع می کنند ولی اینجا دیگر پای یک زن در میان نیست.

۲_ خبرنگار نشریه ای که راجع به مشهد کلی مزخرفات گفت مقتول را که اکنون امکان دفاع از خود ندارد را به عمل منافی عفت متهم می کند و او را مهدور الدم میخواند و کسی ازچهره های اصلاح طلب در مقابل او موضع نمیگیرد و او را تنبیه نمی کند چرا چون طرف مقابل یک اصلاح طلب است.

۳_ راجع به برخورد پلیس با نجفی و احترام در حد یک مراجعه کننده با او هیچ اعتراضی نمی شود اما اگر بجای نجفی فرد دیگری از طیف مقابل بود  در بسیاری از محافل اصلاح طلب واویلا بود و داد و بیداد که عدالت کجاست؟ و …

۴_ این اقدام در نشریات تیتر تراژدی پیدا می کند آن هم با تصاویر عجیب و غریب!!!
اما اگر طرف مقابل اصلاح طلب نبود اکنون جنایت نام داشت.

۵_ فرد مرتکب این‌کار از یک مجرم تغییر ماهیت می یابد! طوری که زیارت حضرت معصومه (س) پس از ارتکاب قتل هم خبری می‌شود با تصویر!

فرض کنید نجفی اصلاح طلب نبود و چنین می شد در رسانه های اصلاح طلب و یا ترول های فضای مجازیشان چه مطالبی راجع به زیارت قم و … مطرح می شد؟ چه هجمه ای علیه حزب اللهی ها شکل می گرفت؟

۶_ برای قلب ماهیت، شریک جرم هم پیدا می کند و برخی هم اعتراف می کنند که هر آزاری به همسر در حکم همسرکشی است و آنها هم  همسرشان را کشته اند و هشتگ سازی هم می شود!

۷_ برای تکمیل پازل و به انحراف کشیدن موضوع، برون سند و مدرک پای ارتباط مقتول با نهادهای امنیتی هم به میان می آید،  نهاد امنیتی نزدیک به دولت_ شاید بخاطر تبعات این سخن_  از ماجرا اعلام برائت می کند و ترول های فضای مجازی اصلاح طلب مقتول را بدون آنکه دیگر امکان دفاع داشته باشد در حد یک پرستو ترسیم می کنند تا توپ به زمین دیگری بیفتد و قدری آنها هم در ماجرا شریک باشند! و البته نجفی پیش از این و در زمان شهرداری باز هم اتهامات بدون سند و مدرکی به نهادهای امنیتی وارد نمود که با شکایت آنها پا پس کشید!

۸_ همیشه در مواقعی که اصلاح طلبان کاری کرده اند پای اخلاق و وحدت ملی در میان است که باید منتقدانِ اصلاح طلبان رعایت کنند ولی در دیگر وقایع ، اگر قرار باشد آنان اخلاق و وحدت ملی را رعایت کنند رعایت این موارد تبدیل به خیانت به کشور و سانسور حقیقت می شود! که در بالا اشاراتی به برخی از آنها شد.

نکته های فراوان در خصوص اکثریت این طیف باقی است سوای اینکه نوادری از آنان فارغ از این عملکردها هستند.

به تعبیر حافظ ز کارستان این اکثریت یک شمه این است!

منبع:مرصاد نیوز